لغت نامه دهخدا
هلاک بر درنهادن. [ هََ ب َ دَ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از جدا کردن. ( آنندراج از فرهنگ اسکندرنامه ).
هلاک بر درنهادن. [ هََ ب َ دَ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از جدا کردن. ( آنندراج از فرهنگ اسکندرنامه ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به من گر نگویی چو گشتی هلاک بری آرزوی دل خود به خاک
💡 به پیل و مال تو امسال ازو مشو راضی هلاک بر تن و جانش ببار از آتش و آب
💡 دامان سعی بر زدهای در هلاک من ای من هلاک بر زدن دامنت شوم
💡 «وَ لَئِنْ مَسَّتْهُمْ نَفْحَةٌ مِنْ عَذابِ رَبِّکَ» و اگر بایشان رسد زخمی از عذاب خداوند تو، «لَیَقُولُنَّ یا وَیْلَنا» سخن این گویند که این هلاک بر ما، «إِنَّا کُنَّا ظالِمِینَ» (۴۶) گناهکار بودیم و ستمکار بر خویشتن.