لغت نامه دهخدا
هامون گردیدن. [ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) هامون گشتن.
هامون گردیدن. [ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) هامون گشتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پخته گردیدن درویش بود سر وجود تا نگوئی که بود گردش هامون باعث