نیکو مزاج
مترادفها
خوشخلق، خوشطبع، خوشرفتار
متضادها
بد مزاج، بدخلق، تندخو
لغت نامه دهخدا
نیکومزاج. [ م ِ ] ( ص مرکب ) نیک مزاج. ( فرهنگ فارسی معین ). نیک محضر. خوش محضر. خوش مشرب.
فرهنگ فارسی
(صفت ) ۱ - آنکه دارای مزاج سالمی است. ۲ - خوش خوی خوش مشرب.
جمله سازی با نیکو مزاج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مزاج را دل او راستی کند تعلیم طِباع را کف او نیکوی کند تلقین