نیش کش
لغت نامه دهخدا
نیش کش. [ ک َ ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان میان آباد بخش اسفراین شهرستان بجنورد. در 24هزارگزی جنوب غربی اسفراین، در جلگه گرمسیری واقع است و 328 تن سکنه دارد. آبش از رودخانه و محصولش غلات، بنشن، پنبه و شغل اهالی زراعت است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).
فرهنگ فارسی
دهی است جزئ دهستان میان آباد بخش اسفراین شهرستان بجنورد ٠ در ۲۴ هزار گزی جنوب غربی اسفراین در جلگه گرمسیری واقع است ٠ آبش از رودخانه و محصولش غلات بن شن پنبه و شغل اهالی زراعت است ٠
جمله سازی با نیش کش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ناصح ار مرهم پندم به دل ریش نهاد وه که بر زخم دو صد نیش ازان مرهم زد
💡 آه که نیش غمت خاطر من ریش کرد وه که دلم جان و سر در پیِ آن نیش کرد
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال رادنیشکی نیش، باشگاه فوتبال گراسهاپر زوریخ، و باشگاه فوتبال ستاره سرخ بلگراد اشاره کرد.
💡 شهد اگر خواهی برو در خانه زنبور باش نیشها دارند در پی صاحبان نوشها
💡 بنفشه دختر شکّرلب دهقان نماید لیک مغیلانش به صد نیش زبان ارباب را ماند
💡 بیزانسیها که از ورود آنان توسط مجارها پیش از این آگاهی یافته بودند ترتیب مسیر گذر و تأمین خواربار مورد نیاز را از پیش داده بودند و سپاه گُدفروآ به همراهی فرستادگان فرماندار نیش، با آسودگی از میان بالکان گذشت.