لغت نامه دهخدا
نی پوش. [ ن َ / ن ِ ] ( ن مف مرکب ) با نی پوشیده شده. اطاقی یا محوطه ای که سقف آن را با نی پوشیده باشند.
- نی پوش کردن؛ پوشانیدن سقفی با نی. ( یادداشت مؤلف ).
نی پوش. [ ن َ / ن ِ ] ( ن مف مرکب ) با نی پوشیده شده. اطاقی یا محوطه ای که سقف آن را با نی پوشیده باشند.
- نی پوش کردن؛ پوشانیدن سقفی با نی. ( یادداشت مؤلف ).
با نی پوشیده شده. اطاقی یا محوطه ای که سقف آن را با نی پوشیده باشند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اسماعیلنژاد علاوه بر ارائه این شاگردان ملی پوش بیش از دهها قهرمان کشور در ردههای مختلف سنی تحویل کشتی ایران داد
💡 هزار ناله بی پرده در جگر دارم ترحم است بر آن کس که پرده پوش من است
💡 او به خاطر ابداع الگوریتم پیمایش گراهام برای محاسبه پوش محدب شناخته شده است.
💡 (ابن ميثم ) در جواب گفت: آرى شما اين غذا را به خاطر اين آستين و لباس فاخر به منداده و سر سفره ام نشانده ايد وگرنه من همان مرد ژنده پوش ديروزى هستم كه بهصورت فقيرى نزد شما آمدم و توجهى به من ننموديد.
💡 گر دو رخ پوشی و گرنه هر دو زیبا آیدت زآن که هم پنهان چو جان خوبی و هم پیدا لطیف