لغت نامه دهخدا
نی پنج. [ ن َ / ن ِ پ َ ] ( اِ مرکب ) اسبی که سال وی کمتر از پنج باشد. ( ناظم الاطباء ) ( اشتینگاس ).
نی پنج. [ ن َ / ن ِ پ َ ] ( اِ مرکب ) اسبی که سال وی کمتر از پنج باشد. ( ناظم الاطباء ) ( اشتینگاس ).
اسبی که سال وی کمتر از پنج باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر دو نوع گل، زرد رنگ بوده و در بخش فوقانی، پنج قسمتی میباشند.
💡 دست زمانه از خم گردون کمر بساخت وز اختر نهفته در او پنج زنگ کرد
💡 درآمد غزنويان را مى توان به طور كلى به پنج قسمت تقسيم كرد:
💡 ممکن دو قسم گشت یکی جوهر و عرض جوهر به پنج قسم شد ای ناظم عقود
💡 بنابراين (توحيد) و (نبوت ) و (معاد) در اين پنج سوگند جمع است.
💡 تا چند توان کرد درین قصر دو در اندیشه ی شش پیشگه و پنج ممر