نو سواد

لغت نامه دهخدا

نوسواد. [ ن َ / نُو س َ ] ( ص مرکب ) کسی که تازه خواندن و نوشتن فراگرفته است.

فرهنگ فارسی

( صفت ) کسی که تازه خواندن و نوشتن آموخته.

جمله سازی با نو سواد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کفر و دین را به کسی فتنهٔ چشمت نگذاشت در سواد حرم و بتکده غوغای تو بود

💡 سواد نسخهٔ بینش خموشی انشا بود به جای چشم همه سرمه درگلو کردند

💡 زنم دم از سخن، اما چه سود نشناسم سواد را ز بیاض و، بیاض را ز سواد!

💡 سنگسار در ایران عمدتا در مناطقی گزارش شده که نرخ آموزش و سواد در آن مناطق پایین است و متهمان بعضاً از مفهوم پرونده‌ای که در موردشان تشکیل شده بی‌اطلاع‌اند.

💡 در بعضى مورد انسان، كارگرى را بر فرزندان وخويشان با سواد و پر قدرت خويشترجيح مى دهد و كليد مسئوليتها را به وى مى سپارد چون بوى اعتماد پيدا كرده است.

💡 برخی از کتاب‌های سروش چندین‌بار تجدیدچاپ شده‌اند که از آن جمله می‌توان به کتاب دختران آفتاب و مبادی سواد بصری اشاره کرد.

سوپر یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز