لغت نامه دهخدا
( نو آوردن ) نو آوردن. [ ن َ / نُو آ وَ دَ ] ( مص مرکب ) ابداع. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). اطراف. ( منتهی الارب ). ابتکار کردن. بدعت.
( نو آوردن ) نو آوردن. [ ن َ / نُو آ وَ دَ ] ( مص مرکب ) ابداع. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). اطراف. ( منتهی الارب ). ابتکار کردن. بدعت.
( نو آوردن ) ابداع. اطراف. ابتکار کردن. بدعت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بی یقین را رعشه ها اندر دل است نقش نو آوردن او را مشکل است