نقب بردن
مترادفها
سوراخ کردن، حفاری کردن، نفوذ کردن
لغت نامه دهخدا
نقب بردن. [ ن َ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) نقب افکندن. نقب کندن. نقب زدن. رجوع به نقب زدن شود:
نقب در دیوار مشرق برد صبح
خشت زرین زآن میان آمد برون.خاقانی.من به مدح شاه نقبی برده ام در گنج غیب
بردن نقب آشکارا برنتابد بیش ازین.خاقانی.
فرهنگ فارسی
نقب افکندن ٠ نقب کندن ٠ نقب زدن ٠
جمله سازی با نقب بردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ای از برای بردن گنجینهای مور چون موش نقب کرده درین تودهای خاک
💡 من به مدح شاه نقبی بردهام در گنج غیب بردن نقب آشکارا برنتابد بیش از این
💡 دزدان حرفهای با استفاده از ابزارهای مخصوص، شروع به نقب بردن در زیر دیوار ساختمان کردند تا بتوانند بدون دیده شدن وارد شوند.
💡 کارگران ساختمانی برای رسیدن به لایههای زیرین زمین، مجبور بودند با دقت بسیار زیادی عملیات نقب بردن را در آن منطقه آغاز کنند.
💡 در داستانهای پلیسی، معمولاً شخصیت اصلی سعی میکند با نقب بردن از طریق تونلهای زیرزمینی، به محل نگهداری گنج یا اشیاء قیمتی برسد.