لغت نامه دهخدا
( نظم آرای ) نظم آرای. [ ن َ ] ( نف مرکب ) شاعر. نظم آرا:
مرا به هجو مترسان چنین ز دورادور
اگر برابر من شاعری و نظم آرای.سوزنی.رجوع به مدخل قبل شود.
( نظم آرای ) نظم آرای. [ ن َ ] ( نف مرکب ) شاعر. نظم آرا:
مرا به هجو مترسان چنین ز دورادور
اگر برابر من شاعری و نظم آرای.سوزنی.رجوع به مدخل قبل شود.
( نظم آرای ) شاعر ٠ نظم آرا ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گوئیا از پی این حالت گفت پیش از این خاطر آن نظم آرای