لغت نامه دهخدا
نشتی شدن. [ ن َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) نشت کردن. تراویدن روغن و جز آن از ظرفش. رجوع به نشت شود.
نشتی شدن. [ ن َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) نشت کردن. تراویدن روغن و جز آن از ظرفش. رجوع به نشت شود.
نشت کردن. تراویدن روغن و جز آن از ظرفش.
💡 مقرههای چینی ممکن است با لعابی نیمههادی پوشیده شده باشند تا به این ترتیب جریان نشتی کوچکی (در حد چند میلیآمپر) از سطح مقره عبور کند. این جریان موجب گرم شدن سطح مقره و خشک نگه داشتن آن خواهد شد. این لایه نیمههادی همچنین باعث خواهد شد تا در صورت ایجاد جرقه، جرقه مسیر طولانیتری را بر روی سطح مقره طی کند.
💡 مجسمه ای توسط جوئل واکر ساخته شد و برای یادبود گراهام ناتال، راسوارپ و کمپین نجات خط از بسته شدن است. در ۱۱ آوریل ۲۰۰۹، ۲۰ سال پس از نجات خط از بسته شدن، رونمایی شد. اتاقهای انتظار ایستگاه که قبلاً به دلیل نشتی سقفها استفاده نمیشد، نیز بازسازی شدند و به عنوان بخشی از مراسم به روی عموم باز شد.