نشتر زدن
مترادفها
ضربه زدن، شکافتن، زخم کردن، نیش زدن
لغت نامه دهخدا
نشترزدن. [ ن ِ ت َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) در دمل نشتر فروکردن تا چرک و ریم آن برآید. رجوع به نشتر شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) نیشتر بعضوی از بدن فرو بردن تا خون و چرک بیرون آید.
جمله سازی با نشتر زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گفتگوی عشق با افسردگان روزگار بر رگ سنگ است از بی حاصلی نشتر زدن
💡 در طب سنتی، گاهی برای درمان برخی بیماریها، پزشکان مجبور بودند با استفاده از تیغهای بسیار تیز، به محل درد نشتر بزنند.
💡 نویسنده با استفاده از استعاره نشتر زدن بر روح، توانست عمق رنج و آسیبهای روحی شخصیت اصلی داستان را به زیبایی به تصویر بکشد.
💡 جراح پس از آمادهسازی کامل تجهیزات، با دقت بسیار بالا شروع به کار کرد و برای باز کردن مسیر جراحی، به بافت نشتر زد.