فر زدن

لغت نامه دهخدا

فر زدن. [ ف ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) چین و شکن دادن موی را با آلتی آهنی که آن را داغ کنندو با شیوه ای مخصوص بر موی نهند. رجوع به فِر شود.

فرهنگ معین

(فِ. زَ دَ ) [ فر - فا. ] (مص م. ) آرایش کردن موی سر و ایجاد چین و شکن و تاب با آلات مخصوص.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) آرایش کردن موی سر و ایجاد چین و شکن و تاب با آلات مخصوص.

ویکی واژه

آرایش کردن موی سر و ایجاد چین و شکن و تاب با آلات مخصو

جمله سازی با فر زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از نم میزاب و تار سبحه حاجت خواستم قرعه بر شط شراب و بر خم کافر زدند

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران