لغت نامه دهخدا
نزدیک تک. [ ن َ ت َ ] ( ص مرکب ) چاه یا رود کم عمق. ( ناظم الاطباء ). مقابل دورتک به معنی عمیق: نزیع؛ چاه نزدیک تک. بئر انشاط؛ چاه نزدیک تک. ( از منتهی الارب ).
نزدیک تک. [ ن َ ت َ ] ( ص مرکب ) چاه یا رود کم عمق. ( ناظم الاطباء ). مقابل دورتک به معنی عمیق: نزیع؛ چاه نزدیک تک. بئر انشاط؛ چاه نزدیک تک. ( از منتهی الارب ).
چاه یا رود کم عمق مقابل دور تک.
💡 اما طوس به سبب نزدیکی راه از فرمان کیخسرو سرپیچی کرده و از مسیر منع شده عبور کرده و با فرود درگیر میشود.
💡 در نزدیکی این کارخانه، به عرض دریاچه، پلی تختهپوش ساختهاند؛ ولی جزیره در وسط دریاچه واقع است.
💡 منزل روی تو بسیار به دل نزدیک است گرچه زلف تو ره دور و درازی دارد
💡 هنگامی که نزدیک شدم، دیدمش زنی است جبه ای بر تن و مشکی بر دست. بی آن که از دیدار من ترسد، گفت: تو کیستی؟ گفتم: مردی غریبم.
💡 قرب تو و حرمان مرا تشنه لبی گفت نزدیک لب آرند و چشیدن نگذارند