نثار بردن

لغت نامه دهخدا

نثار بردن. [ ن ِ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) هدیه آوردن. پیشکی بردن. پیشکش کردن:
نخست از همه کس که بُد نامدار
جهان پهلوان برد پیشش نثار.اسدی.

جمله سازی با نثار بردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حسين عليه السلام بزرگ مردى است كه سر و دست و پا را در راه خدا نثار كرد وانگشتانش را براى بردن انگشترش بريدند و بردند.