نبرد پیشه
مترادفها
جنگجو، جنگطلب
لغت نامه دهخدا
نبردپیشه. [ ن َ ب َ ش َ / ش ِ ] ( ص مرکب ) زحمت کشیده و مشقت دیده در جنگ و معتاد به جنگ و جدال. ( ناظم الاطباء ). || جنگی. جنگاور. که مرد میدان جنگ و نبرد است. رجوع به نبرد شود.
جمله سازی با نبرد پیشه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در دوره ادو بخشِ غیرِ اشرافی جامعه ژاپن از چهار طبقه ساموراییها، دهقانان، پیشهوران و بازرگانان تشکیل میشد. ساموراییها که بالاتر از سه طبقهٔ دیگر بودند، همراه خانوادههایشان حدود ۷ تا ۹ درصد جمعیت کشور را تشکیل میدادند و از امتیازات اجتماعی و مقرری موروثی بهرهمند بودند. در دوره ادو فقط آنان حق بستن شمشیر داشتند و مقرری خود را بیشتر بهصورت جنس یعنی برنج دریافت میکردند. بر اثر توفیق نظام شوگونسالاری در استقرار نظم و قانون و حفظ آن پس از سالها جنگ داخلی، در کشور اثری از جنگ و نبرد نبود و ساموراییها به کارهای دیگر مانند شغل دیوانی یا معلمی مشغول بودند.
💡 فرماندهای که با روحیهای نبرد پیشه شناخته میشد، هرگز از رویارویی با دشمن در سختترین شرایط ممکن عقبنشینی نمیکرد و همیشه با شجاعت به جلو میتاخت.
💡 در آن دوران پرآشوب، بسیاری از قبایل با ویژگیهای نبرد پیشه زندگی میکردند و تمام مسائل خود را تنها از طریق زور و جنگ حل میکردند.
💡 شخصیت اصلی داستان، مردی نبرد پیشه بود که تمام عمر خود را در میان شمشیرها و صدای برخورد زرهها در میدانهای جنگ سپری کرده بود.