نبرد ازمودن

لغت نامه دهخدا

( نبرد آزمودن ) نبرد آزمودن. [ ن َ ب َ زْ / زِ دَ ] ( مص مرکب ) نبرد کردن. جنگیدن. دست و پنجه نرم کردن. رجوع به نبرد شود.

فرهنگ فارسی

( نبرد آزمودن ) ( مصدر ) جنگ کردن جنگیدن نبردکردن.

جمله سازی با نبرد ازمودن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 باشد آنگه کت بود رای عطا گردد آنگه کت بود عزم نبرد

💡 زنعل سبک پویه اسب نبرد زمین بر سپهر اندرون شد چو گرد

💡 گرد لب پیاله که از مجلس شراب حرفی برون نبرد اگر صد سخن گذشت

💡 برآراسته تن به ساز نبرد دو جنگی دلاور دو پرمایه مرد

💡 ز چرخ فلک بر سرت باد سرد نیارد گذشتن به روز نبرد

💡 ز روی دگر پیکر خویش کرد چو در صف چه با اژدهای نبرد

دین یهودیت یعنی چه؟
دین یهودیت یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز