کلمهی «ناپیدا کردن» در زبان فارسی به معنای از بین بردن، تباه کردن، معدوم ساختن یا محو نمودن چیزی است و بیانگر عملی است که موجب نابودی یا زایل شدن یک موجودیت، اثر یا موقعیت میشود. این واژه همچنین در معنای پنهان کردن، نهفتن یا استتار نیز به کار میرود و نشان میدهد چیزی از دیدگان یا دسترس دیگران دور نگه داشته میشود. کاربردهای آن میتواند هم در زمینههای ملموس و فیزیکی باشد، مانند امحاء آثار یا معدوم کردن اشیاء، و هم در زمینههای استعاری یا ادبی برای بیان محو شدن اثر، جایگاه یا اثرات رخدادها مورد استفاده قرار گیرد. در متون تاریخی و ادبی، «ناپیدا کردن» گاهی به معنای غیب کردن یا پوشاندن چیزی از انظار عمومی آمده است و با مفهومی چون اخفاء و استتار همخوانی دارد. این واژه همچنین در کاربرد عملی میتواند به اقداماتی مثل ناپیدا کردن راه یا رد گم کردن اشاره داشته باشد که با هدف پنهانسازی یا محافظت انجام میشوند. از نظر معنایی، «ناپیدا کردن» با واژههایی چون معدوم کردن، محو ساختن، امحاء، تباه کردن و پنهان کردن همخانواده است و همواره بار معنایی از بین بردن یا پوشاندن چیزی را در خود دارد. به این ترتیب، این اصطلاح بیانگر عملی است که نتیجه آن نابودی، حذف یا پنهان شدن کامل یک موجودیت یا اثر است.
ناپیدا کردن
لغت نامه دهخدا
ناپیدا کردن. [ پ َ / پ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اعدام. تباه کردن. از بین بردن. زایل کردن. محو ساختن. امحاء. معدوم کردن. نیست و نابود کردن: ولایت شرق و غرب را کواکب آسا معدوم و ناپیدا ساخت. ( حبیب السیر ص 134 ). || غیب کردن. پنهان کردن. نهفتن. استتار. اخفاء. تغییب. پوشاندن از انظار: چون [ هارون ] برآنجا [ برآن تحت ] بخفت، بمرد و خدای تعالی آن تخت را ناپیدا کرد. ( مجمل التواریخ ).
- ناپیدا کردن راه؛ رد گم کردن. امحاء آثار طریق.
فرهنگ فارسی
اعدام تباه کردن.