لغت نامه دهخدا
نالغزنده. [ ل َ زَ دَ /دِ ] ( نف مرکب ) نلغزنده. غیرلغزان. مقابل لغزنده.
نالغزنده. [ ل َ زَ دَ /دِ ] ( نف مرکب ) نلغزنده. غیرلغزان. مقابل لغزنده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غضروف مفصلی، مادهای است که انتهای استخوانها در هر مفصل را میپوشانند. این ماده در اغلب مفاصل بزرگتر حدود ۲/۵سانتیمتر ضخامت دارد. این ماده، سفید و درخشان است و قوامی لاستیکی دارد. غضروف مفصلی یک ماده لغزنده است که اجازه میدهد سطوح استخوانی بدون آسیب دیدن، روی هم بلغزند.
💡 و نيز فرمود: (اگر عالم و دانشمند به علم خودعمل نكند، موعظه و اندرز او از دلها مى لغزد آنچنانكه باران از روى سنگ صاف، ونشيباى لغزنده كوه صفا لغزان است ) (241).
💡 ۱ - یکآسهای (لولایی • پاشنهای). ۲ - دوآسهای (لقمهای • زینی) و ۳- چندآسهای (توپی) ۴ - لغزنده یا مسطح.
💡 بهر حال مشكلات روحى عده اى نبايد با سخنان مسمومشان، وارد جامعه و افكار جوانانباشد و آن ها را در موقعيت حساس و لغزنده، گرفتار امواج خروشان فتنه و فسادهاسازد.
💡 سیلندرها توسط بافت قوی دیگری به نام باکس فاسیا (Bucks fasia)، در کنار هم قرار میگیرند تا سیلندری واحد را تشکیل دهند. روی این سیلندر واحد، بافتهای نرم و لغزنده زیرجلدی و پوست، قرار میگیرند که قابلیت حرکت و لغزندگی، بین پوست و بافت نعوظی، را ایجاد میکنند تا بدون کشش و فشار بر روی پوست، اندازه آلت تناسلی در حالت نعوظ، چند برابر بزرگتر شود.