می کلا

لغت نامه دهخدا

میکلا. [ ک َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان بالاتجن بخش مرکزی شهرستان شاهی، واقع در 11هزارگزی جنوب باختری شاهی با 375 تن جمعیت. آب آن از نهر هتکه و رودخانه تالار و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3 ).

جمله سازی با می کلا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 امیر کلا اتا (یتّا) نفته روش بدیمه امیر و گهر ره دوش به دوش بدیمه

💡 نائومی کلاین در این کتاب بیان می‌کند اجرای برنامه‌های اقتصادی نولیبرالی، از جمله نسخه‌های تجویزی «صندوق بین‌المللی پول» و «بانک جهانی»، نیازمند این بوده‌است که جامعه از طریق شوک، وادار به اطاعت و پذیرش برنامه‌هایی شود که در شرایط عادی برای توده‌های مردم بسیار نامطلوب است.

💡 جَست دلم که من دوم گفت خرد که من روم کرد اشارت از کرم گفت بلی کلا کما

💡 کلا ۲۶ بازیکن ایرانی با پیراهن تیم ملی ایران موفق به زدن گل به تیم عراق شده‌اند که علی دایی با زدن ۴ گل بهترین گلزن ایران در تاریخ جدالهای تیم ملی ایران و تیم ملی عراق می‌باشد. علی دایی در چهار بازی متوالی بین ایران و عراق موفق به گلزنی شده‌است

💡 هود در سال ۲۰۰۲ به مایکروسافت پیوست. او همچنین به عنوان رئیس ستاد در بخش سرور و ابزار و همچنین مدیریت تیم توسعه استراتژی و کسب و کار در بخش کسب و کار خدمت کرد. او پیش از این در گلدمن ساکس در نقش‌های مختلفی از جمله بانکداری سرمایه‌گذاری و گروه‌های بازار سرمایه کار می‌کرد. در ۸ می ۲۰۱۳، مایکروسافت اعلام کرد که هود جایگزین پیتر کلاین به عنوان مدیر ارشد مالی شرکت خواهد شد.