مکر ها
مترادفها
حیلهها، نیرنگها، فریبها، دسیسهها
متضادها
راستیها، صداقتها
لغت نامه دهخدا
( مکرهاً ) مکرهاً. [ م ُ رَ هَن ْ ] ( ع ق ) به اکراه. کرهاً. باکراهت: مکرهاً لابطلا، در پیش رفت و گفت مرا شبان به نزدیک تو فرستاد. ( مرزبان نامه ). و رجوع به مُکرَه شود.
فرهنگ فارسی
به اکراه کر ها. با کراهت: و مکر ها لابطلا در پیش رفت و گفت مرا شبان به نزدیک تو فرستاد.
جمله سازی با مکر ها
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سیفالدین والی مکری و حاکم آذربایجان در سرزمینهای موروثیاش، روستای سردارآباد را بنا نهاد و اهمیّت بوکان را افزایش داد و کُردها را تشویق به ایجاد دهات در زمینهایشان کرد.
💡 بر او کوش را شاد بنشاندند ورا شاه مکران و چین خواندند
💡 چند بایست این فریب و رنگ و ریو چند بایست این فسون و مکر و فند
💡 مردم سیستان سیاوش یکی از مظلومترین چهرههای شاهنامه میدانند که وقتی زنِ پدرش سودابه، به او دل بست هرگز به مکر نامادری گرفتار نشد…
💡 دو نامه ز نوشان و مکران یکی بر ایشان بخواند از دبیران یکی
💡 زرآباد دارای یکی از دشتهای حاصلخیز کرانهٔ مکران میباشد