لغت نامه دهخدا
مهمان خدای. [ م ِ خ ُ ] ( اِ مرکب ) میزبان.خداوند خانه ای که در آن مهمانی باشد: عادت مطربان چنان باشد که چون سیم خواهند گویند می رویم،تا مهمان خدای او را سیم دهد. ( سمک عیار ج 1 ص 61 ).
مهمان خدای. [ م ِ خ ُ ] ( اِ مرکب ) میزبان.خداوند خانه ای که در آن مهمانی باشد: عادت مطربان چنان باشد که چون سیم خواهند گویند می رویم،تا مهمان خدای او را سیم دهد. ( سمک عیار ج 1 ص 61 ).
( مهمان خدا ی ) ( اسم ) میزبان: [ عادت مطربان چنان باشد که چون سیم خواهند گویند میرویم تا مهمان خدای او را سیم دهد...]
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خدای عزوجل را بدان کنی خدمت که گفت جنت باقی سرای مهمان است
💡 مهمان تو به خوان تو برحق گمان برد گوید که از خدای مرا این شرف عطاست