منظر گاه

لغت نامه دهخدا

منظرگاه. [ م َ ظَ ] ( اِ مرکب ) محل نظر. تماشاگاه:
درآ در دل که منظرگاه حق است
و گر هم نیست منظر می توان کرد.
مولوی ( کلیات شمس چ فروزانفر ) ( فرهنگ نوادر لغات ).

فرهنگ فارسی

محل نظر. تماشا گاه.

جمله سازی با منظر گاه

💡 ساخت عالی منظری کز ارتفاعش دور نیست گرفتد گاه تماشای از سر گردون کلاه

💡 بر چنین منظر‌ی ستاره‌سریر گاه شهدش دهیم و گاهی شیر

💡 ای مخبر تو گاه بیان گلستان طبع وی منظر تو وقت عیان نوبهار چشم

ستی فاطمه یعنی چه؟
ستی فاطمه یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز