لغت نامه دهخدا
( من درآورده ) من درآورده. [ م َدَ وَ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) رجوع به من درآوردی شود.
( من درآورده ) من درآورده. [ م َدَ وَ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) رجوع به من درآوردی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ديگر از اشخاصى كه اين فاجعه را به تحرير دراورده، محقق بزرگ مرحوم سيدعبدالحسين كليددار است. وى عدد سپاه مهاجم را بيست هزار نفر و عدد مقتولين را نيز بيستهزار نفر شمرده است. از غارت حرم به خصوصيات پرداخته و چهار هزارشال كشمير و سه هزار شمشير نقره بسيار گلوله و اسلحه برده است و از جمله غارتها لؤلؤ بزرگى بوده و بيست عدد شمشير كه با جواهرات پر قيمت مرصع بوده. (273)
💡 ويژگى اين دعاها و نيايشها اين است كه بايدها را به صورت اخبار دراورده و بازيان خير و شيوه اقرار، انسان را به تفكر وا مى دارد و نهاد او را به پايبندى و تعهد درقبال آنچه اقرار مى كند فرا مى خواند و اين همان رسالاتى است كه از شيوه كار آمدنيايش بر مى آيد.