معین داشتن

لغت نامه دهخدا

معین داشتن. [ م ُ ع َی ْ ی َ ت َ ] ( مص مرکب ) تعیین کردن. مقرر کردن: فرمود تا وجه کفاف او معین دارند. ( گلستان ).

فرهنگ فارسی

تعیین کردن مقرر کردن

جمله سازی با معین داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 منظور از خدای شخصی خدایی است که از مخلوقاتش آگاه است، دارای ذهن است، مشیت دارد، هدف دارد، مانند آنچه بیشتر دانشمندان و ماتریالیست‌ها باور دارند یک قوه ناآگاه و معین نیست که کائنات را به حرکت درآورده باشد. چنین مفهومی از ذات الهی که از همه بزرگتر و در همه جا حاضر است، جنبه انسانی به خدا نمی‌دهد، چرا که در این مفهوم تمام محدودیت‌ها و اشکال انسانی را متعالی می‌سازد و به هیچ وجه تلاش نمی‌کند تا ذات الهی را که به وضوح فراتر از هر نوع فهم انسانی است را تعریف کند. وقتی گفته می‌شود خداوند یک حقیقت شخصی است بدین معنی نیست که او فرم فیزیکی دارد، و به هیچ وجه شبیه یک موجود انسانی نیست. داشتن چنین عقیده‌ای، کفر محض خواهد بود.

💡 به خوبی داشتن یک بال کامل نیست، اما مسلماً از بال نداشتن بهتر است. موقع سقوط از درختی به ارتفاع معین،

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
برآمد یعنی چه؟
برآمد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز