لغت نامه دهخدا
جائز داشتن. [ ءِ ت َ ] ( مص مرکب ) اباحه. روا شمردن. مباح کردن.
جائز داشتن. [ ءِ ت َ ] ( مص مرکب ) اباحه. روا شمردن. مباح کردن.
روا شمردن و مباح کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مساءله 5 - اگر مكلف اصلا قادر برايستادن نيست نه بدون تكيه و نه با تكيه ونه بطور خميده و نه با گشاد گرفتن پاها و خلاصه بهيچ نوع از انواع قيام حتىاضطرارى آن توانائى ندارد بايد نشسته نماز بخواند و معتبر است كه نشستن بطورمستقيم و بدون تكيه و كمك باشد پس با داشتن تمكن جائز نيست بچيزى تكيه كند و يابطرفى خم شود و اما در صورت اضطرار جائز است و اگر مكلف بهيچ نوع از انواعنشستن توانائى ندارد خوابيده بر شانه راست نماز مى خواند مانند انسان درحال دفن شدن و اگر تمكن از اينطور نماز خواندن رانيز ندارد بر شانه چپ بخوابد ونماز بخواند و اگر از اين نيز عاجز است به پشت خوابيده بخواند يعنى به آن حالتىكه در حال احتضار او را مى خوابانند.
💡 و اگر تطهير مسجد مستلزم كندن آن و يا خراب كردن مقدارى از ساختمان آن باشد جائز وبلكه واجب است و شخصى كه آنرا نجس كرده ضامن خسارت تعمير ميباشد و اگر مكلفنجاستى را مثلا در مسجد ببيند و وقت نمازهم رسيده باشد واجب استقبل از نماز مسجد را تطهير كند البته اين صورتى استكه وقت نماز وسيع باشد و در اينصورت ترك تطهير و ايستادن به نماز با داشتن قدرت معصيت است هرچند كه نمازشصحيح است و اما در تنگى وقت واجب است اول نماز را بخواند و سپس به تطهير مسجدبپردازد.