مستظهر با
لغت نامه دهخدا
مستظهر با. [ م ُ ت َ هَِ رُ بِل ْ لاه ] ( اِخ ) ( الَ... ) احمدبن عبداﷲالمقتدی بن محمدبن القائم، مکنی به ابوالعباس و مشهور به ذخیرةالدین، بیست و هشتمین خلیفه عباسی. وی به سال 470 هَ. ق. متولد شد و در سال 487 هَ. ق. بعد از فوت پدرش به خلافت نشست و به سال 512 هَ. ق. درگذشت. ( الاعلام زرکلی ج 1 ص 152 از ابن الاثیر و مرآت الزمان و النبراس ).
مستظهر با. [ م ُ ت َ هَِ رُ بِل ْ لاه ] ( اِخ ) ( الَ... ) حاکم قرطبه. رجوع به عبدالرحمن ( ابن هشام بن عبدالمطلب... ) شود.
جمله سازی با مستظهر با
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به عون کس نشود بنده تو مستظهر اگر به عون تو او را نباشد استظهار
💡 که ای به دولت ده روزه گشته مستظهر مباش غره که از تو بزرگتر دیدم
💡 سپس سر او را نیز همراه سر پسرش از تن جدا کردند و برای خلیفه مستظهر فرستادند.
💡 خویش مستظهر بغدادی و گفتار تو بود پیش مستظهر بغداد چو وحی منزل
💡 مستظهر است دست شریعت بذات او زان سینه می کند ز پی افتخار دست
💡 که ای بدولت ده روزه گشته مستظهر مباش غرّه که از تو بزرگتر دیدم