مزید کردن

لغت نامه دهخدا

مزید کردن. [ م َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) زیاده کردن. فزودن. افزودن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). زیادت کردن. بالاکردن: خلعتی بر آن مزید کرد و پیشش فرستاد. ( گلستان ). || ظاهراً در شاهد ذیل به معنی «به مزایده نهادن » است و به «من زاد» فروختن: خوارج... زن عبدالعزیزرا اسیر کردند که دختر منذربن حارث بود و در همه جهان صورتی از او نیکوتر نبود و در میان لشکر خوارج مزید کردندش به سه هزار دینار. ( ترجمه طبری بلعمی ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) زیادکردن افزودن: و جام. باز فرمود و قبا پوستینی برو مزید کرد و در می چند.

جمله سازی با مزید کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یزدگرد که خود را «رامِشت‌رَس» یعنی صلح‌جو می‌خواند، با اعطای آزادی به دین‌های غیر زرتشتی و تسامح مذهبی‌اش، موبدان و هیربدان متعصب را به خشم آورد. از همین رو، در روایات ملی ایرانی در منابعی که از روایات کهن ایرانی (وابسته به کاتبان زرتشتی) بهره برده‌اند، یزدگرد با عنوان «بزه‌گر» (گناهکار) و «دَفر» (فریبکار) خوانده شده‌است. سر به نیست کردن سه شاهنشاه قبلی ساسانی هم، مزید بر علت شد تا یزدگرد یکم، بر اشراف‌زادگان پیشدستی کند: او بسیاری از اشراف را کشت تا در تاریخ ساسانیان، برای خود بدنامی به جا گذارد.

💡 آن چه بر ما رفت از آل یزید کس نیارستی بر او کردن مزید

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز