مرکب ساختن

لغت نامه دهخدا

مرکب ساختن. [ م ُ رَک ْ ک َ ت َ ] ( مص مرکب ) تهیه مرکب کردن. دوده و سیاهی دوات درست کردن. || ترکیب کردن. پیوستن. پیوند دادن:
ده انگشتت مرتب کرد بر کف
دو بازویت مرکب ساخت بر دوش.سعدی ( گلستان ).
مرکب ساختن. [ م َ ک َ ت َ ]( مص مرکب ) برنشست قرار دادن. وسیله سواری ساختن. اقتعاد؛ ستور را مرکب خویش ساختن. ( المصادر زوزنی ).

فرهنگ فارسی

بر نشست قرار دادن

جمله سازی با مرکب ساختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون در میدان سماع مرکب جان تاختن گرفت و از یاقوت روان قوت ساختن، لشکر صهبا قصد تاراج دواج عقل کرد و خیل بخار خمر از کئوس برؤس نقل کرد.

💡 بدان که چون نظر کنی اندر تفاصیل دنیا، بدانی که دنیا عبارت است از سه چیز، یکی اعیان چیزها که بر وی روی زمین آفریده اند چون نبات و معدن و حیوان که اصل زمین برای مسکن و برای منفعت زراعت می باید و معادن چون مس و برنج و آهن برای آلات را و حیوانات برای مرکب و برای خوردن را و آدمی دل و تن را بدین مشغول کرده است اما دل به دوستی و طلب وی مشغول می دارد و اما تن را به اصلاح آن و ساختن کار آن مشغول می دارد.

💡 سیمونیدس مانند دیگر شاعران غزل‌سرا در یونان باستانی پسین، از صفت‌های مرکب و القاب استفاده قابل توجهی کرد، اما از طرفی به‌دلیل محدود ساختن خود و تعادل در این موضوع قابل توجه است. بیان او با تکیه بر بیانی صریح، واضح و ساده بود.

چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز