لغت نامه دهخدا
مرغ وش. [ م ُ وَ] ( ص مرکب، ق مرکب ) چون مرغ. بسان مرغ:
مرغ بر بالاپران و سایه اش
میدود بر خاک و پران مرغ وش.مولوی.
مرغ وش. [ م ُ وَ] ( ص مرکب، ق مرکب ) چون مرغ. بسان مرغ:
مرغ بر بالاپران و سایه اش
میدود بر خاک و پران مرغ وش.مولوی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سوپ ماندل، ماندلاخ (عبری: שקדי מרק) یک نوع سوپ در آشپزی یهودی است که شامل قطعات کوچک آرد، روغن نخل و سوپ مرغ است.
💡 · تولید آهنگ و یادگیری در پرندگان passerine مرغ آوازخوان از راسته گنجشکسانان
💡 بر امید دیدن او همچو مرغان پر و بال گرد لشکرگاه و درگاه معینالدین زند
💡 درخت و مرغ و گل از بوستان به قدرت او کشیده قد و گشاده زبان و بسته دهن
💡 برای تهیه این غدا به آرد برنج، آرد سفید، گلاب دو شیشه، زعفران، زرده تخم مرغ، روغن، شکر و خلال بادام احتیاج است.
💡 مرغ میزارد به زاری بر سر این خفتگان خاک کن بر خفتگان خاک یارب مرغزار