مرز فرهنگی ـ سیاسی
مترادفها
محدوده فرهنگی-سیاسی
فرهنگستان زبان و ادب
{cultural-political boundary} [جغرافیای سیاسی] مرزی سیاسی که فرهنگ های مختلف را از هم جدا می کند
ویکی واژه
مرزی سیاسی که فرهنگهای مختلف را از هم جدا میکند.
جمله سازی با مرز فرهنگی ـ سیاسی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کوههای کین، ادامه کوههای کونلون، دشت شمال چین را از دلتای رود یانگ تسه جدا میکند و مرز فیزیوگرافی اصلی بین دو بخش بزرگ چین به حساب میآید. این یک مرز فرهنگی نیز هست زیرا بر توزیع آداب و رسوم و زبان تأثیر میگذارد. در جنوب رشته کوه کینلینگ، مناطق پرجمعیت و توسعه یافته دشتهای پایین و میانی رود یانگ تسه و در بالادست آن، حوضه سیچوان قرار دارد، منطقهای که توسط یک دیوار بلند از رشته کوهها محصور شده است.
💡 این رود در طول تاریخ آلبانی از اهمیت زیادی برخوردار بوده است.به عنوان مثال در میانه قرنهای پنجم و ششم این رود مرز فرهنگی میان ایلیریا و یونان باستان بود.
💡 تحلیلگران معتقدند که مرز فرهنگی ـ سیاسی میان دو کشور همسایه، بسیار پیچیدهتر از آن چیزی است که در نقشههای جغرافیایی رسمی نشان داده شده است.
💡 در دنیای امروز، مفاهیم مرز فرهنگی ـ سیاسی به دلیل گسترش اینترنت و شبکههای اجتماعی، با چالشهای جدیدی در حوزه هویت ملی روبرو شده است.
💡 دولتها تلاش میکنند تا با تقویت آموزش، مرز فرهنگی ـ سیاسی خود را در برابر نفوذ ایدههای بیگانه و فرهنگهای غریبه حفظ نمایند.