فرهنگستان زبان و ادب
{superimposed boundary} [جغرافیای سیاسی] مرزی که به اجبار در یک منطقه، بدون توجه به الگوهای فرهنگی موجود در آن، تحمیل می شود
{superimposed boundary} [جغرافیای سیاسی] مرزی که به اجبار در یک منطقه، بدون توجه به الگوهای فرهنگی موجود در آن، تحمیل می شود
مرزی که بهاجبار در یک منطقه، بدون توجه به الگوهای فرهنگی موجود در آن، تحمیل میشود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ببرک کارمل یکی از اشخاصی بود که همواره مخالف به رسمیت شناختن مرز دیورند بود و آن را مرز تحمیلی انگلیس میدانست. کارمل از دورانی که تازهوارد فضای سیاسی شده و نماینده پارلمان بود در خصوص مسئله مرز دیورند در روزنامه پرچم نوشته بود: