مرز تحمیلی
متضادها
مرز طبیعی
فرهنگستان زبان و ادب
{superimposed boundary} [جغرافیای سیاسی] مرزی که به اجبار در یک منطقه، بدون توجه به الگوهای فرهنگی موجود در آن، تحمیل می شود
ویکی واژه
مرزی که بهاجبار در یک منطقه، بدون توجه به الگوهای فرهنگی موجود در آن، تحمیل میشود.
جمله سازی با مرز تحمیلی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ببرک کارمل یکی از اشخاصی بود که همواره مخالف به رسمیت شناختن مرز دیورند بود و آن را مرز تحمیلی انگلیس میدانست. کارمل از دورانی که تازهوارد فضای سیاسی شده و نماینده پارلمان بود در خصوص مسئله مرز دیورند در روزنامه پرچم نوشته بود:
💡 در تحلیلهای سیاسی معاصر، بسیاری از کارشناسان بر این باورند که ایجاد هرگونه مرز تحمیلی بدون توافق طرفین میتواند منجر به تنشهای شدید و جنگهای فرسایشی در منطقه شود.
💡 ایجاد هرگونه مرز تحمیلی بدون در نظر گرفتن حقوق اقوام مستقر در آن منطقه، میتواند منجر به بروز اختلافات شدید و ناامنیهای گسترده در مرزهای کشوری شود.
💡 ترسیم یک مرز تحمیلی در میان دو ملت که دارای پیوندهای فرهنگی عمیق هستند، میتواند باعث شکافهای اجتماعی و سیاسی دائمی در ساختار قدرت شود.