مردم امیز

لغت نامه دهخدا

( مردم آمیز ) مردم آمیز. [ م َ دُ ] ( نف مرکب ) خلیق متواضع. ( آنندراج ). مردم جوش. که با خلایق بجوشد و خوشرفتاری و معاشرت کند. مقابل مردم گریز:
چون به ریش آمد و به لعنت شد
مردم آمیز و صلح جوی بود.سعدی.

فرهنگ عمید

( مردم آمیز ) ۱. [مجاز] خوش خو و با ادب.
۲. [قدیمی] آن که با مردم آمیزش و معاشرت کند.

فرهنگ فارسی

( مردم آمیز ) ( صفت ) آنکه با مردم آمیزش کند بسیار معاشرت: چون بریش آمدو بلعنت شد ( امرد ) مردم آمیز و مهر جوی بود. ( گلستان )

فرهنگستان زبان و ادب

مردم آمیز
{sociable} [روان شناسی] فردی که قادر است هم نشینی و دوستی و روابط اجتماعی آرام و پایداری با هم نوعان خود داشته باشد متـ. جامعه پذیر

جمله سازی با مردم امیز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کجا این مردم آمیزی پری راست پری را هرگز آدم میتوان کرد

💡 چون به ریش آمد و به لعنت شد مردم آمیز و مهرجوی بود

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز