لغت نامه دهخدا
مرثیه ساز. [ م َ ی َ / ی ِ ] ( نف مرکب ) مرثیه سرا. مرثیه گوی. که در عزای مرده و از دست رفته ای اشعار سراید.
مرثیه ساز. [ م َ ی َ / ی ِ ] ( نف مرکب ) مرثیه سرا. مرثیه گوی. که در عزای مرده و از دست رفته ای اشعار سراید.
مرثیه گوی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 منطقه دشتی مرکز محور شروه به شمار میآید، شروه در یک جمله مهمترین آهنگ و سوز و ساز جنوب است، این سروده از دل برخاسته بیشتر مواقع در مایه دشتی، شوشتری، ترک و نوا خوانده میشود. شروه به صورت منفرد و تک نفری با نوایی سوزناک اجرا میشود که البته باید آن را با مرثیه خوانی متفاوت دانست، زیرا این آوای جنوبی در قالب دوبیتیهایی است که بیشتر عاشقانهاند و بوی وصل و فراق و وصف معشوق میدهند و چه بسا محتوای این دو بیتیها بسیار از غم دور است، اما شکل و شیوه قرائت و خواندن آنها به صورت شروه خواه ناخواه با ریتمی غمآلوده همراه میشود.
💡 به ساز ناله گروهی ز اهل دل دریاب به بند مرثیه جمعی ز اهل فن یاد آر