لغت نامه دهخدا
( مجلس آرایی ) مجلس آرایی. [ م َ ل ِ ] ( حامص مرکب ) عمل مجلس آرا. با سخنان مطبوع حضار را خوش کردن. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). آراستن مجلس با رفتار و وجود خویش. و رجوع به مجلس آرا شود.
( مجلس آرایی ) مجلس آرایی. [ م َ ل ِ ] ( حامص مرکب ) عمل مجلس آرا. با سخنان مطبوع حضار را خوش کردن. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). آراستن مجلس با رفتار و وجود خویش. و رجوع به مجلس آرا شود.
( مجلس آرایی ) آراستن محفل و مجلس بوجود خویش مجلس افروزی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درین المکده بیدل چه مجلس آراییست چو شمع سوخت عرقهای انفعال خودم
💡 فرشته رشک برد بر جمال مجلس من گر التفات کند چون تو مجلس آرایی
💡 سرم ز دست بشد چشم از انتظار بسوخت در آرزوی سر و چشم مجلس آرایی
💡 بعرش نور برآید ز مجلسی که در آن کند ثناگر آنشاه مجلس آرایی
💡 مجلس آرایی به دستوری که باید کرده اند نور آگاهی اگر در دیده بینا بود
💡 همین نه بهر سلیمان کشیده اند بساط که هست در دل هر مور مجلس آرایی