م ادب

لغت نامه دهخدا

( مآدب ) مآدب. [ م َ دِ ] ( ع اِ ) ج ِ مَأدَبَة و مَأدُبَة. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). رجوع به مأدبة شود.

فرهنگ فارسی

( م آدب ) مادبه

جمله سازی با م ادب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زمانه بی ادبی راکه باتو بد بیند اگر ادب کند او بچوب دار کند

💡 تئودوروس لاپجینجیان (ارمنی: Թեոդորոս Լափչինճյան) با نام ادبی تئودیگ (ارمنی: Թեոդիկ؛ ۱۸۷۳ – ۱۹۲۸) نویسنده و ناشر اهل ارمنستان که به خاطر سالنمای خویش به زبان ارمنی شناخته می‌شود.

💡 بیش ازین، از حضرتت ترک ادب باشد سخن وقت آن شد کز دعا گردد زبانم کامگار

💡 بر خاک نهادم به ادب پیش سگت روی در روی زمین نیست چو من خاک نهادی

💡 برانم از در یار، ای ادب، که یک چندی ز ننگ بوسه ام آن آستان بیاساید

💡 تو شاد باش و ز فضل و ادب حمایت کن گذشته اخترت از تیر و قدرت از ناهید

کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز