لغت نامه دهخدا
لب نزدن. [ ل َ ن َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) (... بچیزی ) حتی اندکی از آن نخوردن. هیچ نچشیدن از آن.
لب نزدن. [ ل َ ن َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) (... بچیزی ) حتی اندکی از آن نخوردن. هیچ نچشیدن از آن.
(لَ. نَ زَ دَ ) (مص ل. ) (کن. ) هیچ نخوردن.
حتی اندکی از آن نخوردن هیچ نچشیدن از آن.
(کن.)
هیچ نخوردن.
💡 در نهایت در تاریخ ۲۶ دی ماه ۱۴۰۰ دادگاه فدرال کشور استرالیا تصمیم گرفت به شماره یک تنیس جهان به دلیل نزدن واکسن کرونا ویزا ندهد و این تنیسور نمیتواند در رقابتهای اوپن استرالیا شرکت کند.
💡 همه امت خود را از دورى از حق در صورت چن نزدن به آن دو و خوددارى از راهنمايى آنهابرحذر داشت، و به آنها خبر داد كه اين دو از هم جدا نمى شوند، و زمين از وجود آنها خالىنمى ماند تا اينكه بر حوض كوثر بر من وارد گردند، و بدين ترتيب هر گونهترديدى را برطرف ساخت و چهره حق و يقين را آشكار گردانيد. والحمد للّه ربّ العالمين.
💡 حرص نزدن، شكر صاحب نعمت، سكوت در بيت الخلاء پرهيز از قسم دروغ، دست شستنقبل از غذا، خوردن ريزه هاى غذا كه از سفره مى ريزد (خورده نانها)...(1034)
💡 پاسخ: مراد از مثال نزدن براى خدا آن است كه خدا را شبيه چيزى مپنداريد. و مراداز مَثل اعلى براى خدا، آن است كه بهترين صفات براى خداست.
💡 پس از آزادسازی فرانسه توسط متفقین در سال ۱۹۴۴ فرانسه آزاد و خصوصاً ایستادگی فرانسه، پاکسازیهایی در مورد همدستان سابق دشمن انجام داد و این پروسه به شکل قانونی درآمد که به آن تطهیر قانونی میگویند. پروسههایی شبیه به این در دیگر کشورها و در دیگر موقعیتها که شامل فاشیست زدایی و حرف نزدن میشود، انجام شد.