لغت نامه دهخدا
لانی یو. [لان ْی ْ ی ُ ] ( اِخ ) نام کرسی بخش از ولایت «بِلّی » در ایالت «اِن » کمی دورتر ازرُن در فرانسه. دارای راه آهن و 2295 تن سکنه است.
لانی یو. [لان ْی ْ ی ُ ] ( اِخ ) نام کرسی بخش از ولایت «بِلّی » در ایالت «اِن » کمی دورتر ازرُن در فرانسه. دارای راه آهن و 2295 تن سکنه است.
نام کرسی بخش از ولایت در ایالت کمی دورتر از رن فرانسه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وی دوست مشترک آترسون و جکیل است اما اعتقاد چندانی به آزمایشات تجربی جکیل ندارد. وقتی دکتر جکیل به هاید تبدیل شده بود، هاید در نامهای به لانیون از وی درخواست کمک میکند و همین موجب میشود تا لانیون فرایند تبدیل شدن هاید به جکیل را در دفترش مشاهده کند. وی در اثر دیدن این صحنه به بیماری سختی دچار شده و مدتی بعد میمیرد.
💡 پس آنکو نخورده ست هرگز براندش هزاران غلام ختائی و لانی
💡 پیش من چون بنجنبدت زبان هرگز؟ خیره پیش ضعفا ریش همی لانی