قش رباط

لغت نامه دهخدا

قش رباط. [ق ُ رُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان بالارخ بخش کدکن، سر راه مالرو نسر به حاجی آباد. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل است. سکنه آن 322 تن. آب آن از قنات و محصول آن غلات، بنشن. شغل اهالی زراعت و گله داری و کرباس بافی است. راه مالرو دارد، و از اسدآباد اتومبیل میتوان برد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان بالارخ بخش کدکن و سر راه مالرو نسربه حاجی آباد است. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل است.

جمله سازی با قش رباط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جمیله بوپاشا، به دعوت عزت‌الله ضرغامی، رئیس رادیو و تلویزیون، به ایران سفر کرد و در صحنه فیلمبرداری آوازهای سرزمین من در رباط کریم حاضر شد.

💡 گفت: من خود رباط بانم. هرچه اندرون من است برنیارم. و هرچه بیرون من است در اندرون نگذارم. اگر کسی درآیدو برود با من کار ندارد. من دل نگاه دارم، نه گل.

💡 میخانه بساز و بکن وقف عاشقان خیری که بی ریاست به از صد پل و رباط

💡 ز مرگ و زیست چه پرسی درین رباط کهن که زیست کاهش جان مرگ جانکنی دارد

💡 این رباط در زیر، به سطح بالایی زائده غرابی و در بالا به یال مایل در سطح زیرین ترقوه متصل می‌شود.

💡 رباط دهنه شیر گشت مربوط به دوره قاجار است و در طبس، دهنه شیرگشت واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۲ آبان ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۱۹۹۹۰ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.