قاچاق کردن

لغت نامه دهخدا

قاچاق کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) از قاچاق ترکی + کردن فارسی. گریزاندن از گمرک. ادا نکردن باج. مال التجاره را به نهانی از عشار یا از راهی غیرمسلوک بردن تا ادای باج و گمرک آن نکنند. بهرجه.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) متاعی را پنهانی وارد کشور کردن و نپرداختن عوارض گمرکی آن.

ویکی واژه

spacciare

جمله سازی با قاچاق کردن

💡 قاچاق انسان در غنا (انگلیسی: Human trafficking in Ghana) مربوط به کشوری است که مبدأ، ترانزیت و مقصد قاچاق کودکان و زنان، مخصوصاً به منظور بیگاری و وادار کردن زنان به فحشا می‌باشد. استثمار غیرقابل انکار مردم غنا، مخصوصاً کودکان خیلی بیش از سایر مهاجرین خارجی رایج است.

💡 علاوه بر این، برخی از محققان استدلال می‌کنند که خارج کردن کارگران جنسی و بازماندگان قاچاق جنسی از حیطه تحقیقات باعث ایجاد نقص در پژوهش‌ها شده‌است.

💡 در سطح میان‌کشوری، TVPA استانداردهایی را برای پیروی کردن سایر کشورها برای دریافت کمک از ایالات متحده به منظور مبارزه با قاچاق انسان تعیین کرده‌است.

💡 سازمان ملل برخی تلاش‌های دولت را برای محدود کردن قاچاق انسان به رسمیت شناخته‌است. به عنوان مثال قاچاق مجازات حبس از پنج تا هشت سال دارد.

همچنین یعنی چه؟
همچنین یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز