قاصر همت

لغت نامه دهخدا

قاصرهمت. [ ص ِ هَِ م ْ م َ ] ( ص مرکب ) کم همت. کوتاه همت. کسی که همت او از رسیدن به مقصد کوتاه باشد: طائفه ای هستند بر این صفت که بیان کردی قاصرهمت و کافرنعمت. ( گلستان ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) کسی که همتش از رسیدن بمقصد کوتاه است کوتاه همت.

جمله سازی با قاصر همت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همت قاصر اگر می طلبد حور و قصور همت عالی ما هست طلبکار شما

💡 در دو عالم نیست عاشق را به چیزی التفات از برای همت قاصر بود حور و قصور

💡 چنان بلند کن ایوان قصر همت را که قاصر آید ازان دست همت استاد

💡 و لازمه چنين اعتقادى اين است كه: هم آدمى مقصور باشد در مقاصد دنيوى و هدفهاى مادى وتوسن همت تا همانجا براند، و فهمش ‍ از درك آن نعمتهاى دائمى و ملك عظيمى كه نزد خدادارد قاصر باشد، و ديگر براى تقرب به خدا سعى و كوشش نكند، و از امروزش براىفردايش نيندوزد و مانند دست بسته معلولى كه قادر به حركت و كوشش نيست، و نمىتواند ضروريات زندگى خود را تاءمين نمايد، او نيز نتواند براى ديگر سراى خودكارى انجام دهد.

💡 همت من شده مقصود بمدح حیدر دست کوته بود و همت من قاصر نیست

ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز