لغت نامه دهخدا
فیروزی بخشیدن. [ ب َ دَ ] ( مص مرکب ) پیروزی بخشیدن. ( فرهنگ فارسی معین ): فیروزی بخشدرایات او را. ( تاریخ بیهقی ). رجوع به فیروزی شود.
فیروزی بخشیدن. [ ب َ دَ ] ( مص مرکب ) پیروزی بخشیدن. ( فرهنگ فارسی معین ): فیروزی بخشدرایات او را. ( تاریخ بیهقی ). رجوع به فیروزی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به فیروزی بخت فرخنده فال درآمد به بخشیدن ملک و مال