فراخ بوم
مترادفها
سرزمین پهناور، قلمرو گسترده
لغت نامه دهخدا
فراخ بوم. [ ف َ ] ( ص مرکب ) زمین و دشت پهناور: موضعی خوش و فراخ بوم و بسیارنعمت ازبهر ایشان اختیار کرده ام. ( ترجمه تاریخ قم ص 250 ).
فرهنگ عمید
زمین یا دشت پهناور.
فرهنگ فارسی
( اسم ) زمین و دشت پهناور.
جمله سازی با فراخ بوم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکی گشت با آنک نانی فراخ نیابد نبیند برو بوم و کاخ