فراخ پیشانی

لغت نامه دهخدا

فراخ پیشانی. [ ف َ ] ( ص مرکب ) اجبه. اجله. ( منتهی الارب ). آنکه پیشانی وی فراخ و پهن بود. آنکه پیشانی پهن و گشاد دارد. ( یادداشت بخط مؤلف ): عثمان مردی بود سفیدروی و... و فراخ پیشانی شهلاچشم... ( ترجمه تاریخ طبری ). رجوع به فراخ شود.

فرهنگ عمید

ویژگی آن که پیشانی پهن و گشاده دارد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه پیشانی وی فراخ و پهن بود.

جمله سازی با فراخ پیشانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سلطان طغرل بن محمد پادشاهی بود بعدل و سیاست موصوف و اخلاق او بحیا و وقار و غیرت و حمیت و کرم و شجاعت معروف و از هزل و فواحش و ملاعب دور در مدت ایالت سلطان‌محمود او ملازم عم خود سنجر بودی و بعد از محمود سنجر ولی عهدی بوی تفویض کرد و مسعود و داود برادران منهزم ببغداد رفتند در صفر ۵۲۵ مُسترشد در بغداد خطبه به نام او کرد و بعد ازو به نام برادرش داود بن محمود و ایشانرا خلعت پوشانید و بآذربایجان فرستاد طغرل چون بعراق آمد میان او با برادران مسعود و داود چند نوبت جنگ افتاد آخر طغرل شکسته و منهزم شد مسعود بهمدان مقام ساخت و در ثمان و عشرین و خمسمائه (۵۲۸ ق) ببغداد رفت طغرل را ملک مهنا نبود بجانب خوزستان می‌رفت خواجه قوام الدین درگزینی را که وزیر او بود بیاویخت در اشتر چه سرگردانی خویش همه ازو می‌دانست و از «نَحْنُ قَسَمْنا بَیْنَهُمْ مَعِیشَتَهُمْ فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا» نمی‌اندیشید و «رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ» نمی‌دانست لاجرم زید و عمر را در کار ارادت باریتعالی شریک و معاون می‌کرد تا از ناگاه در تسع عشرین و خمسمائه (۵۲۹ ق) بدر همدان وفات یافت عمرش بیست و پنجسال پادشاهی سه سال حلیت او سرخ چهره فراخ پیشانی کشیده محاسن ذوابه درازقامت باعتدال پشت و بال او پیوسته ابروگشاده ستبربازو و ساق وزیر او ابو القاسم درگزینی و شرف الدین علی رجاء حجاب منکوبرو یونس تتار

حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز