لغت نامه دهخدا
غوره زار. [ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) جایی که در آن غوره باشد:
ایاز نوشخند او را پسر بود
که دزد غوره زار او شکر بود.حکیم زلالی ( از بهار عجم ).
غوره زار. [ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) جایی که در آن غوره باشد:
ایاز نوشخند او را پسر بود
که دزد غوره زار او شکر بود.حکیم زلالی ( از بهار عجم ).
( اسم ) جایی که در آن غوره بسیار به عمل آید.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تاس کباب یکی از غذاهای ایرانی معروف است، این غذا در لاله زار یکی از شهرهای استان کرمان قبل از جنگ جهانی دوم طبخ میشده که در طبخ آن از گوشت قرمز، سیب زمینی، به، آلو، روغن مایع، رب گوجهفرنگی، گرد غوره، نمک، فلفل، ادویه، پیاز، هویج و گوجهفرنگی استفاده میشود و این غذا را معمولاً با نان و گاهی با برنج مصرف میکنند. آب تاسکباب برخلاف آبگوشت باید بسیار کم و مانند خورش باشد.