غواصی کردن

لغت نامه دهخدا

غواصی کردن. [ غ ُوْ وا ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در آب فرورفتن برای به دست آوردن مروارید و مرجان و جز آن. غیاصة. ( منتهی الارب ). رجوع به غَوّاص و غَوّاصی شود:
کبک رقاصی کند سرخاب غواصی کند
این بدین معروف گردد آن بدان شاهر شود.منوچهری.آن دُرّ یتیم که در دریای ترکستان به تحصیل آن غواصی میکرد حاصل آورد. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1272 ص 277 ).
غواصی کن گرت گهر میباید
غواصان را چار هنر میباید
سر رشته به دست یار و جان بر کف دست
دم نازدن و قدم ز سر میباید.؟

فرهنگ فارسی

۱ - در آب فرو رفتن به طلب مروارید مرجان و غیره ۲ - ( اسم ) تامل کردن در چیزی تفکر کردن.

جمله سازی با غواصی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به یواس‌اس رکلمر، که یک کشتی کمک‌رسان آمریکایی بود و به فیلیپین می‌رفت، دستور داده شد که مسیرش را عوض کند و به سایگون برود.تلاشهای اولیه تیم‌های نجات و غواصان برای پمپ کردن آب از کارت موفقیت‌آمیز نبود و بخاطر خرابی پمپ‌ها و سختی غواصی در آن شرایط امکان شناور کردن کارت وجود نداشت. سرانجام ۱۷ روز طول کشید تا کارت دوباره شناور شود. دو ناو آمریکایی کارت را یدک کشیدند و به محل تعمیر بردند.

💡 وسیله کنترل شناوری در غواصی اسکوبا مانند لاک لاک‌پشت دریایی یا بدنه زیردریایی عمل کرده و به وسیله حجم هوای درون آن به هنگام غواصی، غواص را شناور می‌سازد. همچنین این وسیله سیلندر اسکوبا را به روی خود حمل می‌نماید.به‌وسیله باد کردن این وسیله به اندازه مورد نیاز غواص می‌تواند از عمق خود بکاهد یا با خالی کردن هوای درون آن عمق بگیرد.

تیفوسی یعنی چه؟
تیفوسی یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز