غم اشیان

لغت نامه دهخدا

( غم آشیان ) غم آشیان. [ غ َ ] ( اِ مرکب ) غمخانه. آشیان غم. مجازاً بمعنی دنیا:
دشمن بغلط گفت که من فلسفیم
ایزد داند که آنچه او گفت نیم
لیکن چو درین غم آشیان آمده ام
آخر کم از آنکه من بدانم که کیم.( منسوب به خیام ).و در غم آشیان دنیا این چه سرور و ارتیاح است. ( جهانگشای جوینی ).

فرهنگ عمید

( غم آشیان ) ۱. آشیان غم، غم خانه.
۲. [مجاز] دنیا.

فرهنگ فارسی

( غم آشیان ) ( اسم ) ۱ - غم خانه آشیان اندوه ۲ - دنیا جهان.

جمله سازی با غم اشیان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هرجا گلی است بهر «نظیری » طربگهی است کی بلبلان مست غم آشیان خورند

💡 افتادگان کوی ترا با وطن چه کار مرغی که جان دهد چه غم آشیان خورد

💡 چون سوختی بر آتش غم آشیان دل بازی بده به حلقهٔ زلفش نشیمنی

💡 ناله‌، بس مرغ سحر در غم آشیان زد آشیان سوخته بین مشعله در جهان زد

💡 در وداع آخرین عیش کرد ای جغد غم آشیان یک بار بر دیوار این ویرانه ساز

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز