لغت نامه دهخدا
غرور خوردن. [ غ ُ خوَرْ / خُرْ / خَرْ دَ ] ( مص مرکب ) فریب خوردن. گول خوردن. فریفته شدن. غره شدن:
سنجر اگر خورد ز نوبت غرور
نوبت او بانگ دهل بد ز دور.میرخسرو ( از آنندراج ).
غرور خوردن. [ غ ُ خوَرْ / خُرْ / خَرْ دَ ] ( مص مرکب ) فریب خوردن. گول خوردن. فریفته شدن. غره شدن:
سنجر اگر خورد ز نوبت غرور
نوبت او بانگ دهل بد ز دور.میرخسرو ( از آنندراج ).
( ~. خُ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) فریب خوردن.
( مصدر ) فریب خوردن غره شدن.
فریب خوردن.
💡 آرى او كه قاتل حضرت رضا (عليه السلام ) بود و آنهمه در سلطنتش غرور داشت، اينچنين به خاك سياه نشست و به گفته بعضى، شايد پيدا شدن ماهى در قبر حضرت رضا(عليه السلام ) هشدارى براى مامون بود كه فناى حكومتش نزديك است و ماهى نشانه انتقامخدا از او است (302) و او آرزوى خوردن ماهى را بگور برد.