لغت نامه دهخدا
غر شدن. [ غ ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) غر شدن آفتابه و قمقمه و مانند آنها، فرورفتن قسمتی از آن با خوردن به زمین و جز آن. فرورفتن ظرفی مسین و سیمین و امثال آن به جهت زخم و ضربتی. رجوع به غر شود.
غر شدن. [ غ ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) غر شدن آفتابه و قمقمه و مانند آنها، فرورفتن قسمتی از آن با خوردن به زمین و جز آن. فرورفتن ظرفی مسین و سیمین و امثال آن به جهت زخم و ضربتی. رجوع به غر شود.
( مصدر ) ۱ - فرو رفتن قسمتی از شئ فلزی ( مانند آفتابه قمقمه و مانند آنها ) بر اثر خوردن بزمین و جز آن ۲ - خفه شدن صدای شئ فلزی ( مانند زنگ ) بر اثر ترک برداشتن و ضربت دیدن ۳ - پدید آمدن بر آمدگی در اعضا ( گردن پیشانی زیر گلو ) که بریدن و بر آوردن آن کم خطر است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 انفجار در غرب تهران حوالی ساعت ۲ بامداد روز ۲۰ تیر ۱۳۹۹ گزارش شد. برخی کاربران فضای مجازی از شنیده شدن صدای انفجار در غرب استان تهران و مناطق گرمدره و شهر قدس خبر دادند. این کاربران همچنین از قطع شدن برق شهر قدس خبر دادند.