💡 در حالی که بعد از چند ماه از بارداری، بیم سقط فرزند مری میرود؛ با نقشه دایی و پدر، «آن» برای همبستری با شاه برگردانده میشود. در دربار «آن» که حس نبخشیدن پادشاه فرانسه را، دلیل بر حقارت و کوچکی او میداند؛ با بلند مرتبه کردن جایگاه هنری هشتم، پادشاه را مجذوب خود میکند. پادشاه دوبار برای «آن» هدیه میفرستد و از او میخواهد که بدن خود را تسلیم شاه کند. اما «آن» نمیپذیرد و در صحبت با شاه که عاشق وی گذشتهاست؛ اذعان میکند که قصد خیانت به خواهر خود را ندارد. اما در واقع «آن» در عیادت از مری، او را باعث تمام بدبختیهای خود میداند و به او میگوید، باید مزه خیانت را بچشد.